تکست فا

تکست آهنگ جدید علی النور به نام پوچ

New Text Music Ali Elenor – Pooch

تکست آهنگ جدید علی النور به نام پوچ
متن آهنگ پوچ از علی النور

متن اهنگ جدید علی النور پوچ

لیریکس اهنگ جدید علی النور

فریاد زد با ترس از خواب پرید/پشت پنجره ی خونش خورشید و ندید/خدا خوابه به گمان

اون مجبوره پاشه واسه یه روز لجنی بازم رو به راه شه

کت کهنه رو برداشت/کفشارو پوشید/یه نگاه به ساعت رو صفحه ی گوشی که دیر شد و باز کسری حقوق و گم شد توی این خیابون شلوغ/ایستاد جلو پاش تاکسی اسقاطی/بوی سیگار راننده با عرقش قاطی/مقصد یکی بود/همسفر شد/راهی این سگ دوی بی ثمر شد

سمت راست جاده یه سگ ولگرد و دید/تو چشای سگ یه هم درد میدید/همزاد پنداری کرد با همه درداش/بغضشو فرو برد لا به لای اخماش

کورس:
روزگار میگذشت ولی بد بود/ساعت واسه اون فقط عدد بود/تلخی تکرار و عقربه ی چرخون/اون خیره به ساعت با صورت گریون/توی اوج تنهایی یه مردی که/مثل حس تحمل دردی که/لای اشک هاش،زخم هاش،غم هاش،درد هاش/حس تنفر بود واسه فرداش

دم غروب،خسته به سمت خونه/توی چشم عابرا یه دیوونه که طرد شده بود از این دنیای چرتو/لم داد روی صندلی سفت مترو

همه نگاها روش بود،جو سنگینه/لبخند میزد هر چند غمگینه/خجالت میکشید لباساش کهنه بود،زنده بود اما روزی صدبار مرده بود

هی نگاه نکن لباسای خاکی تنشه/بخدا قسم از همه بیشتر حالیشه

پیاده شد یه ایستگاه قبل مسیرش/هیچوقت هیچکس اونو خوشحال ندیدش/از تمام اون کساییکه دوره اش کردن،از تمام اونایی که مسخره اش کردن/کینه ای یه دل نگرفت،رد شد/لا به لای همین گریه ها بود که مرد شد

کروس:
روزگار میگذشت ولی بد بود/ساعت واسه اون فقط عدد بود/تلخی تکرار و عقربه ی چرخون/اون خیره به ساعت با صورت گریون/توی اوج تنهایی یه مردی که/مثل حس تحمل دردی که/لای اشک هاش،زخم هاش،غم هاش،دردهاش

حس تنفر بود واسه فرداش شب شد،به خونه رسید جلوی در بود/رو به روی در در به در موند/فکری که اینجا زننده بود/اینجا فقط دعا برنده بود/اینجا فقط خدا بیننده بود/اینجا حس کمک گزنده بود،روزهاش پشت سر هم با غم گذشت به دور از خنده بود

شب بود،یه گوشه نشست بیخیال دنیا بود،درها رو بست هر چند تنها بود/درها رو بست هر چند پیدا بود/که اون شب تصمیمو گرفت و تیغ و دست گرفت و تنهای تنها،پشت پا زد به رسم دنیا/زمین که خورد نخواست که پاشه،فکر کرد به زندگی گندی که داشت/بارهایی که رو دوشش میذاشت

پاکت سیگار جلوی در حموم بود یه نخ مونده بود لای لباش گذاشت،همونو خاموش کرد رو پینه ی دست جلوی آیینه ی حموم تیغو کشید به دست

چشماش سرخی کف زمین بود/رسالتش همین بود.

کانال تکستفا

۱ نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود


3386734