تکست فا

متن مداحی جدید حاج محمود کریمی به نام شب هفتم محرم ۹۳

متن مداحی جدید حاج محمود کریمی به نام شب هفتم محرم ۹۳
شعر نوحه شب هفتم محرم ۹۳ از حاج محمود کریمی
متن اشعار مداحی حاج محمود کریمی شب هفتم محرم ۹۳
شعر مداحی شب هفتم محرم ۹۳

( ویژه ماه محرم و ایام سوگواری )

مناجات با امام زمان

حسرتم بود یه محرم سر رو خاک پات بزارم

جمعه هم رفت و هنوزم من ازت خبر ندارم

همه دل تنگیام الان مال این جمعه غروبه

برای روضه ی امشب  دل بی حوصله خوبه

امشبم مثل دل تو حال این دلا خرابه

شب بی قراری ما شب روضه ی ربابه

روضه حضرت علی اصغر ۱

دل ماهیا تو دریا برا این روضه کبابه

ای بمیرم برا دردی که دواش یه قطره آبه

سر بابا رو بریدن مادر و اسیر گرفتن

نیزه دارا با یه نیزه بچه رو از شیر گرفتن

روضه حضرت علی اصغر ۲

پسرش زیر عبا بود و به میدان آمد

لب او خشک ولی اشک به چشمان ترش

همه دیدند زبان دور لبش میچرخاند

چه تبی داشت مگر ماهی کوچک جگرش

سر سوزن رمق از تشنگی اش داشت نداشت

رو به آخر شده دیگر نفس مختصرش

دست زیر سر و دیدند که بالا آمد

هلهله بود و کف و خنده فقط دور و برش

حرمله گودی زیر گلویش را تا دید

بی هوا تیر رها کرد به سمت پسرش

ناگهان دید سرش سمت عقب برگشته

پدرش مات شده سمت مقابل نظرش

بچه ها دست بابا خونی شده

گمونم شیش ماهه قربونی شده

بعد از آن روز سرش را به سر نیزه زدند

همه جا زود تر از باد رسیده خبرش

مادرش دید ولی سوخت کنار ناقه

بی تعادل شد و از نیزه زمین خورد سرش

حرمله از سر پر خون تو نان در آورد

تو به این رو سر گندم ری افتادی

هر چه کردند سرت را روی نی بند کنند

کاش میشد که نشد پی در پی افتادی

بی تعادل روی سر نیزه تکان میخوردی

هر کجا باد وزید از روی نی افتادی

سرت آنقدر سبک بود که حتی یک بار

نیزه دار تو نفهمید که کی افتادی

سر بچم روی نیزه سر باباش روبروشه

الهی مادر بمیره سر نیزه تو گلوشه

گلوی نازک تو جا برای نیزه نداشت

به جای نیزه اگر تیر بود بهتر بود

زمینه۱

مهر بتان ورزیده ام                زیبا فراوان دیده ام

بسیار خوبان دیده ام              اما تو چیزی دیگری

صدق و صفا را دیده ام        جود و سخا را دیده ام

عشق و وفا را دیده ام            اما تو چیزی دیگری

شاه زمان ها دیده ام          صاحب قران ها دیده ام

فروانرواها دیده ام                 اما تو چیزی دیگری

مهتاب ها را دیده ام              اعجاب ها را دیده ام

ارباب ها را دیده ام             اما تو چیزی دیگری

گل های زیبا دیده ام         قد های رعنا دیده ام

بسیار آقا دیده ام              اما تو چیزی دیگری

نور نمایان دیده ام             خیل شهیدان دیده ام

صد ها سلیمان دیده ام          اما تو چیزی دیگری

بسم الله ای روح البقا                          بسم الله ای شیرین لقا

بسم الله ای شمس و ضحی                  بسم الله ای عین الیقین

کیست این این کیست این

این ذکر طوفانیست این

این عشق ربانیست این

این عشق طوفانیست این

این گوهر جانیست این

این گوهر زهراست این

دلبر مولاست این

بسم اله ای خون خدا            بسم الله ای شهد بلا

ای ساکن کرب و بلا               یابن امیر المومنین

زمینه ۲

خدایا میبینی دارم میمیرم                  خدایا پریشونم سرگردون

خدایا شده اگه حتی بی سر                  علیم و به من برگردون

نور چشماتو ازم نگیر

جونم خواستی ازم بگیر

راهیه میدون شدی برو

دست بابات و محکم بگیر

پیرم کردی    میری و     میدونم        نمیشه بی تو بمونم

تا برگردی     تو حرم     میمونم     هی قل هو الله میخونم

——-

هیچکی از حالم خبر نداشت

اون همه ناله اثر نداشت

مادرت شد خون جگر علی

بس که دندون رو جیگر گذاشت

لالالالا      اسیره      قفسه           کبوترم بی نفسه

لالالالا     دیگه     زاری بسه        یکی به دادم برسه

خدایا چه سر و صدایی اومد               خدایا  چه خبره توی میدون

خدایا دیگه دارم از حال میرم               علیم و به من برگردون

——

افتاده آتیش به جون ما

بچم و بردن رو نیزه ها

آخ کدوم بی رحمی اون سر و

بسته بر سر نیزه ای خدا

از رو نیزه        دعامون میکنی         دلامون و خون میکنی

آخ مادر جان        نگامون میکنی          مارو پریشون میکنی

خدا یا سر پسرم رو نیزست                خدایا زده سر نیزه بیرون

خدایا چقده به دشمن گفتم                 علیم و به من برگردون

واحد ۱

چشم به هم زدیم و شش ماه گذشت

عمر تو به قد یک آه گذشت

از مقابلم سر شاه گذشت

سر تو با سر ماه گذشت

رفتی و بین خیمه بی تاب شدی

رفتی و با سه شعبه سیراب شدی

رفتی و بر روی من لبخند زدی

رفتی و روی نیزه بد خواب شدی

———

کشتی مادر پریشونت و

تا میبینه روی گلگون تو

کاش میشد با معجرم پاک کنم

لکه های خون رو گونت و

رفتی و داغ به جون  مادر زدی

رفتی و تیر به قلب لشکر زدی

رفتی و پای بابا جنگیدی و

رفتی و روی دستاش پرپر زدی

———

آه بلند چقد نیزه ها

از سر تو شعله بر نیزه ها

کی سرت رو بسته بر نیزه ها

برگ گل کجا و سر نیزه ها

واحد ۲

چه بگویم که بود شان تو ای زاده ی عشق

که غمات پر خونت شده سجاده ی عشق

علی اصغر نه علی اکبر سوم ز حسین

عشق معراج و تو کوتاه ترین جاده ی عشق

این که انگور شود می دو سه سالی بکشد

تو به شش ماه شدی ناب ترین باده ی عشق

این که از دامن گهواره کشیدی دامن

گفته ای عشق حسین است و من آماده ی عشق

فی السماوات و فی الارض و سکان لعرش

همگی کشته ی عشقند و تویی زاده ی عشق

عشق را عشق به دامان پر از گل دارد

دست عشق است که دارد سر افتاده ی  عشق

ای که از هرم حرم آمده ای دست به دست

سر خوش از جام شهادت زده ای دست به دست

تا رباب از تو بگیرد لقب ام شهید

از تو و  لذت دامادی و تو دست کشید

شور ۱

ای جانماز عشق فرش حرمت

در های باز عشق لطف و کرمت

اوج نیاز عشق گریه تو غمت

ای احتزاز عشق رنگ علمت

من با تو به سعادت میرسم

 با عشقت به قیامت میرسم

با شوقت به شهادت میرسم

——–

من سجده میکنم بر تربت تو

من گریه میکنم بر غربت تو

من بنده ی در دربار تو ام

من زنده ام حسین از دولت تو

من با تو تا به این جا اومدم

با عشق تو به دنیا اومدم

با شوق دل شیدا اومدم

——

ای نقش گنبد و گلدسته ی تو

رویای عاشق دل خسته ی تو

هر شب دلم میرم تا کرب و بلا

من کربلایی ام دل بسته ی تو

درمون همه ی دردا حسین

آقای همه ی دنیا حسین

صلی الله علیک یا حسین

تایپ : مجتبی نظری پور

منبع : وبلاگ شعر و سبک

۰نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود