تکست فا

تکست آهنگ جدید پوریا پوتک به نام نگهبان تیر برق

New Text Music Pooriya Putak – Negahbane Tire Bargh

تکست آهنگ جدید پوریا پوتک به نام نگهبان تیر برق
متن آهنگ نگهبان تیر برق از پوریا پوتک

متن اهنگ جدید پوریا پوتک نگهبان تیر برق

لیریکس اهنگ جدید پوریا پوتک

{به درخواست کاربران}

 

ساعت چهار و نیمه صبحه
یه زندون پر از دل های مرده
صبح به خط بشین پاشو
سربازی که کم گرده خب راهشو
ذکر روی لب شهید ، علی
چون میگذرد ، نیست غمی
صدای او همچون نعره ی شیری است
که غرش مرگ او از درد پیری است
ساعت نه خاموش خواب
می پذیرم اشک رو با آغوش باز
به دور از خونه ، غربت فراگیر
قطره های اشک هام ، گریه ام برا کیست
برای مادری که دورم از او
مادری که تن خسته اش رو شونم نبود
بعد گذشت یک ماه فهمیدم قدرشم بود
انبوهی از موج سرد سنگ و سخت و سکو
رفتم خدمت به سبب شرط شب خواستگاریم
رو تخت بالا دیدم من پره یادگاری
تف به ذات اون که خدمت به پا کرد
تمام مادران دنیا رو چشم به راه کرد
دلم تنگه خدمت کیلویی چند
مرحمی میخوام میدونی که الان بی روحیم
میگم خداوند با این همه ستاره اش بهم بدی نکرد
رو شونه تو که سه تا ستاره است
ارشد عقده ای میگیره از سیگار سه کام حبس
ولی سرباز با تنها رفیقش به گا رفت
نگران نباش سخته بعدش خاطره است
این خاطره رو نمیخوام چون خط بعدش فاتحه است

کروس:
سرباز یعنی خدافظ رفتم یعنی شیشم گرو هشتم
یعنی قفس رفته نفسم یعنی زندونی و حبسم
یعنی تن خسته و چشم بسته
غروب جمعه و پره عقده دری که قفله و خود نقطه

ورس ۲:
نونوا جوش شیرین میزنه حاجی به یاد فرهاد
تو گیلاس میریزه شبو به یاد سرباز
یه سرباز که رفته تو حصار سرما
پدرش میگه برو پسر مردت میکنه
رفیقش میگه نرو از عشقت سردت میکنه
ارزش قائل میشه به ریش سفید و قدمت
حرف پدرو گوش میده و میره به خدمت
پادگانی بی تلفن ، یه شهر دور
روز اول و سختی و بعد یه شب کور
بعد گذشت یک ماه دم اذان صبح
هوا سرد نوک بینی ها یه فضای سرخ
بعد نمازه دو رکعتیه ، سرتیپ اعلام میکنه امشب مرخصیه شهری برا ۲ ساعت
همه خوشحال تو کونا عروسی
انگار زندگی گرفتن درمیان از این عبوسی
مرخصی میاد بیرون میره پای تلفن
شماره رو میگیره چشم خیس با یه دل پر
بوق اول میخوره دلتنگ و خمار و هی سراب
بوق دوم میره بی تاب و بدون یک جواب
بوق سوم تا پنج خورده نگران و سرخورده
میگه عادت نداره بعد سه بوق بر میداره
آخه اون بینی صداش تو این سلول کم میاره
نهمین بوق گوشیو بعد یکی برمیداره
اون یه مرده میگه لطفا بگو اشتباهست
نه اینجا جنگله و اینم قانون اجتماعست
کنار باجه یه تیر برق اتصال بارون
سرباز میشینه بعد انتقامی آروم
سربالا به رحمان سیر بد
تا آخر دنیا میشه نگهبان تیر برق

کروس:
سرباز یعنی خدافظ رفتم یعنی شیشم گرو هشتم
یعنی قفس رفته نفسم یعنی زندونی و حبسم
یعنی تن خسته و چشم بسته
غروب جمعه و پره عقده دری که قفله و خود نقطه

۰نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

ارسال نظر

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود